تبلیغات
سپتیـامـا - مطالب آذر 1391
سپتیـامـا
آینده را سـاختن به ز با آینده ساختن
بعضی معتقدند که برج میلاد - واقع در تهران - نماد و سمبل ملی ما است.
برخی دیگر نیز در ادامه همین تفکر، تصویر برج واقع در میدان آزادی را دیگر در تصاویر خود نگنجاندند و برج میلاد را جایگزین آن ساختند.
اظهار شده که این برج حداقل پانصد میلیون دلار هزینه در بر داشته و در ضعیف ترین نقطه شهر ساخته شده است.
اظهار شده که ساخت این برج در حدود  8 سال به طول انجامیده است.
و سایر اظهارات که صحت یا عدم صحت آنها در باب این نوشتار از چندان اهمیتی برخوردار نیست.

من هم کاملا معتقدم که این برج واقعا نماد ملی ما است. نماد مهندسی ما، نماد مناقصه گذاری ما، نماد تفکر و بینش ما، نماد شیوه زندگی ما، و نماد خیلی چیزهای دیگر.
اما چرا می توان این برج و ساخت آن را نماد ملی و رفتار ملی نامید؟ نمادی که فریادی بلند برآورده و هر لحظه این ندا را به گوش همگان خواهد خواند؛
- زیرا در شهری که در مجاورت کوهستان و ارتفاعاتی 4000 متری قرار دارد، برج مخابراتی ویژه شهرهای واقع در دشت های مسطح که تپه ای صد متری هم ندارند، نمی سازند؛
- زیرا ما آن را از بدو امر برای نمادسازی ساختیم، نمادی که با هزینه دهها برابر کمتر هم قابل ساختن بود (اگر که فقط قرار بود نمادی جدید برای تهران بسازیم)؛
- زیرا ما آن را از بدو امر برای رقابت در برج سازی و برج مخابراتی سازی ساختیم و شاید که این افتخار از همان ابتدا در پرزنت های تیم اولیه وجود داشته است (مثلا مقایسه با برج مخابراتی مالزی)؛
- زیرا برخی از پروژه های فنی در کشور ما صرفا بدین دلیل شروع و تداوم می یابند که قرار است پولی جابجا شود و بودجه ای مصرف شود؛ 
- زیرا یک پروژه را این قدر طول نمی دهند و سر وقت و در زمانی که تابلوی اعلام اختتام پروژه واقع در یک بزرگراه شهری اعلام می کند، پروژه را به اتمام می رسانند؛
- زیرا آدم های فهمیده که در عرض یک ساعت مشکلات آن را شناسایی کنند در انتهای پروژه برای بازدید نمی آورند تا زمانی که مشکلات اساسی آن اعلام شد، مبهوت شوند بلکه چنین متخصصانی را از بدو امر به عنوان مشاور و یا عضو تیم ناظر انتخاب می کنند؛
- زیرا آنچه که در بازه طراحی و ساخت این برج اتفاق افتاده و داستان های متعددی که نقل شده است، همگی نمونه ای نماد مانند از تمام آن چیزی است که در تمام پروژه های ما رخ می دهند: مطالعات اولیه و امکان سنجی ضعیف، مدیریت ریسک ضعیف، مدیریت زمان ضعیف، و ....

زیرا ها زیادند و مجال  ذکر آنها نیست ولی من در عجب ام که سال ها قبل از آنکه بازدیدکنندگان ژاپنی ایراد ساخت یک برج مخابراتی ویژه مناطق مسطح را در تهران و در مجاورت کوهستان به مدیران فنی پروژه گوشزد کنند، دوست و معلم همکار من (جناب آقای ندیم پور) این ایراد را ایرادی آشکار به موضوع می دانست و به چیزی اشاره می کرد که صدها مدیر و کارشناس و متخصص پروژه در زمان شروع نفهمیدند یا نخواستند که بفهمند.





نوشته شده در تاریخ یکشنبه دوازدهم آذرماه سال 1391 توسط سپتیاما