تبلیغات
سپتیـامـا - مطالب شهریور 1389
سپتیـامـا
آینده را سـاختن به ز با آینده ساختن
آیا می دانید که:
حروف انگلیسی  A,B,C,D در املای انگلیسی هیچ یک از اعداد 1 تا 99 دیده نمی شود؟
حرف D برای اولین بار در عدد 100 بکار می رود (Hundred)
حروف A,B,C در املای انگلیسی هیچ یک از اعداد 1 تا 999 دیده نمی شود.
حرف A برای اولین بار در املای عدد 1000 دیده می شود (Thousand)
حروف B,C در املای انگلیسی هیچ یک از اعداد 1 تا 999999999 دیده نمی شود.
حرف B برای اولین بار در املای عدد بیلیون بکار می رود. (billion)
و حرف C هیچ وقت در املای اعداد انگلیسی بکار نمی رود.


نوشته شده در تاریخ چهارشنبه سی و یکم شهریورماه سال 1389 توسط سپتیاما
مدت مدیدی است که می دانم که هاست تصاویر ارسالی من برای وبلاگ فیلتر شده و لذا این وبلاگ نیز از دسترسی و نمایش این دسته تصاویر که عمدتا مربوط به طبیعت و ... محروم شده است. شاید فیلتر شدن هاست مذکور که یک مرکز بین المللی بارگذای رایگان تصاویر بوده است، به دلیل سوء استفاده برخی از وبلاگ ها یا به هر دلیل دیگر بوده است. مهم این است که اینجانب وظیفه داشته ام که تدبیری برای جایگزینی داشته باشم و مثلا از یک هاست ایرانی رایگان یا یک مرکز مناسب با پرداخت هزینه یا مهاجرت به بلاگر که بارگزاری تصاویر را نیز پشتیبانی می نماید، استفاده نمایم. علت این کوتاهی، مشغله فراوان فعلی و عدم فرصت برای پرداختن به این موضوع در طی ماه های اخیر بوده است. هم پوزش می طلبم و هم امیدوارم که روزی این مشکل ساده را رفع نمایم. حالا اینکه چقدر از آرشیو  تصاویر بارگذاری شده گذشته را همچنان در اختیار دارم، معضل دیگری است که نگران می شوم، وقتی که می خواهم راجع به آن  فکر کنم.



نوشته شده در تاریخ شنبه بیست و هفتم شهریورماه سال 1389 توسط سپتیاما
سلام به همه شما
آیا تا به حال به این موضوع فکر کرده اید که چرا یک کیلوگرم روغن آفتابگردان به مراتب (چندین برابر) از یک کیلوگرم تخمه آفتابگردان ارزان تر و قیمت آن کمتر است. اگر علت را فهمیدید لطفا به من هم بگویید.         سپتیاما



نوشته شده در تاریخ شنبه بیست و هفتم شهریورماه سال 1389 توسط سپتیاما

پویا جبل‌عاملی
در بیان داده‌های اقتصادی، مقایسه و در نهایت نتیجه‌گیری از آنها باید به چند نکته اصلی توجه کرد که در این جا تعدادی از آنها را بر می‌شمریم.


این نکات هم برای کسی که ارائه‌کننده آمار است و هم مخاطبان آن، می‌تواند سودمند باشد، ضمن آنکه خواننده درخواهد یافت که عدم توجه به این موارد هرچند واضح و ساده، چگونه می‌تواند استنباط از آمار را معکوس کند:
1 - دوره زمانی: وقتی قصد داریم یک شاخص را در مقاطع مختلف مقایسه کنیم، باید مقایسه را در دوره‌های زمانی یکسان انجام دهیم. فرض کنید مدیرعاملی را که مدعی است سود شرکت در 9 ماهه مدیریت وی از 6 ماهه منتهی به آغاز کار وی بیشتر بوده است یا آنکه گفته شود تورم در پایان سال گذشته مثلا 14 درصد بوده و از ابتدای سال تا آذر ماه 12 درصد، این نشان‌دهنده عملکرد مثبت اقتصاد است. توجه کنید که وقتی سخن از تورم می‌شود، منظور تورم در یک دوره 12 ماهه است و در مثال مورد اشاره، تورم 12 ماهه با 9 ماهه مقایسه شده است و اتفاقا با فرض ثبات سایر شرایط، 12 درصد در 9 ماه بیش از 14 درصد در یکسال است. البته اشکالی هم ندارد اگر کسی بخواهد تورم‌های 9 ماهه را محاسبه کند؛ اما در مقام مقایسه باید دوره‌های زمانی یکسان باشد.
2 - میانگین: اگرچه بیان میانگین، داده قابل‌توجهی است، اما در استفاده از آن باید دقت کرد. میانگین به خودی خود نمی‌تواند روند‌ها را نشان دهد. برای مثال، فرض کنید که در دو دوره زمانی یکسان برای یک اقتصاد، نرخ تورم از 25 درصد به 15 درصد رسیده است و در دوره دوم از 15 درصد به 23درصد. آنچه مسلم است اقتصاد در دوره اول روند بسیار مناسب و در دوره دوم روند به شدت قهقرایی را طی کرده است. حالا ممکن است کسی بدون اشاره به این روند و با میانگین‌گیری تورم در دو دوره، مدعی شود چون در دوره اول، میانگین تورم 20 درصد و در دومی 19 درصد است، پس اقتصاد در دوره دوم وضعیت مناسب تری داشته است! توجه به این نکته لازم است که وقتی می‌توان در این مقایسه از میانگین استفاده کرد که تورم‌های ابتدایی یکسان باشد، در غیر این صورت، مقایسه می‌تواند کاملا گمراه‌کننده باشد.
3 - درصد یا عدد: برای ارائه روندهای اقتصادی، بیش از آنکه بر عدد مطلق یک شاخص تکیه شود، باید درصد را در نظر گرفت. مثلا این تحلیل که گفته شود عدد تولید ناخالص داخلی افزایش یافته؛ بنابراین عملکرد اقتصادی مناسب بوده است، می‌تواند تحلیلی کاملا اشتباه باشد، زیرا تنها با یک رشد اقتصادی بسیار ضعیف و نزدیک صفر، مانند یک‌صدم درصد باز هم عدد تولید ناخالص داخلی افزایش می‌یابد، اما افزایشی غیر‌قابل قبول.
4 - اثر قیمت: بیشتر مواقع ما به دنبال آن هستیم تا مقادیر واقعی و نه اسمی را برآورد کنیم؛ بدین مفهوم که باید اثر قیمت را از شاخص مورد نظرمان حذف کنیم، در‌غیر‌این‌صورت به استنباط گمراه‌کننده‌ای خواهیم رسید. به عنوان نمونه، نمی‌توان میزان اسمی صادرات در دو دوره مختلف با شاخص قیمت‌های متفاوت را مبنای تعیین صادرات بیشتر قرار داد. به همین لحاظ، تکنیک‌های آماری برای به‌دست آوردن شاخص‌های واقعی و حذف اثر قیمت وجود دارد که ارائه‌دهندگان آمار باید از آنها بهره جویند.
5 - شاخص‌های جامع: وقتی می‌خواهیم وضعیت کلان اقتصاد را تشریح کنیم، نمی‌توانیم با تکیه بر چند بخش کوچک در مورد کل اقتصاد نتیجه‌گیری کنیم. مثلا فرض کنید برای آنکه نشان دهیم وضعیت صنعت بهبود داشته است، میزان رشد تولید فولاد را معیار قرار دهیم یا بدتر از آن، وقتی می‌خواهیم فضای کلی اقتصاد را نشان دهیم، این رقم را همراه چند قلم دیگر گزارش دهیم و ادعا کنیم وضعیت کل اقتصاد مناسب است. آن چه در این جا نیاز است، بیان آماری است که رشد بخش‌های اصلی مانند نفت، صنعت، کشاورزی و خدمات را بیان کند و فراتر از این، تنها با بیان میزان رشد اقتصادی و تورم، می‌توان در مورد عملکرد اقتصاد قضاوت کرد.
می‌توان به این چند نکته موارد دیگری را اضافه کرد، اما رعایت این چند بند ساده و آشکار می‌تواند از استنباط‌های آماری خلاف واقعیت، جلوگیری کند.

سپتیاما:
متن آقای جبل عاملی خیلی خوب بود و بهتر بود که کامل تر هم می گشت.
به عنوان مثال یکی از مواردی که در ایجاد یک درک مناسب از اعداد ارائه شده و ایجاد ممانعت از فریب خوردن یا به اشتباه افتادن بسیار کارا و موثر است، نرمالیزه کردن اعداد است. منظور از نرمالیزه؛ تقسیم عدد ارائه شده به جامعه آماری مربوطه و تعیین سهم سرانه یا هر عضو جامعه است. نرمالیزه سازی اعداد روشی ارزشمند است و چنانچه در علوم همچون علم فیزیک و شیمی و ... دقت فرمایید، مصادیق مکرری از نرمالیزه سازی اعداد را مشاهده می نمایید که حتی بعضا مفاهیم پایه علمی را تشکیل می دهند. به عنوان مثال وقتی صحبت از 100 واحد پولی (یا 100 واحد حجم اطلاعات الکترونیکی یا 100 واحد از موضوعی دیگر) در کشور ما و 90 واحد مشابه در کشور دیگری مانند سوئد می شود و این امر به دلایلی  از جمله از روی ناآگاهی یا بعضا فریبکارانه، دال بر پیشرفته بودن کشور ما تلقی می شود، مناسب خواهد بود تا این ارقام بر جمعیت دو کشور فرضی (یا جامعه آماری فرضی که می تواند هر مورد دیگری باشد)، تقسیم شود و عدد نرمال شده به دست آید. در این صورت نمای بهتری از واقعیت موجود آشکار خواهد شد.




دنبالک ها: مرجع - روزنامه دنیای اقتصاد - شماره 2168،
نوشته شده در تاریخ یکشنبه چهاردهم شهریورماه سال 1389 توسط سپتیاما
موضوعی که در مورد قشقایی گفتم، در مورد اتومبیل ژاپنی و ارزشمند مزدا هم صادق است. نام مزدا برگرفته از نام اهورا مزدا است. به عبارت زیر که در سایت کارخانه اتومبیل سازی مزدا منعکس شده است، توجه کنید:

The Origin and Meaning of “Mazda”
The company’s name, “Mazda,” derives from Ahura Mazda, a god of the earliest civilizations in
western Asia. We have interpreted Ahura Mazda, the god of wisdom, intelligence and harmony, as
a symbol of the origin of both Eastern and Western civilizations, and also as a symbol of
automotive culture. It incorporates a desire to achieve world peace and the development of the
automobile manufacturing industry. It also derives from the name of our founder, Jujiro Matsuda.

جهت کسب اطلاعات بیشتر به لینک زیر مراجعه نمایید:
www.mazda.com/csr/download/pdf/2006/e2006_p01.pdf



نوشته شده در تاریخ جمعه دوازدهم شهریورماه سال 1389 توسط سپتیاما
با همراهی آدم های کوچک نمی توان به انجام کارهای بزرگ مبادرت ورزید.



نوشته شده در تاریخ جمعه دوازدهم شهریورماه سال 1389 توسط سپتیاما

یه روز یه استاد فلسفه میاد سر کلاس و به دانشجوهاش میگه : امروز میخوام ازتون امتحان بگیرم ببینم درسهایی رو که تا حالا بهتون دادمو خوب یاد گرفتین یا نه...!

بعد یه صندلی میاره و میذاره جلوی کلاس و به دانشجوها میگه: با توجه به مطالبی که من تا به امروز بهتون درس دادم، ثابت کنید که این صندلی وجود نداره؟!

دانشجوها به هم نگاه کردن و همه شروع کردن به نوشتن روی برگه...
بعد از چند لحظه یکی از دانشجوها برگه شو داد و از کلاس خارج شد...

روزی که نمره ها اعلام شده بود ، بالاترین نمره رو همون دانشجو گرفته بود !
اون فقط رو برگه اش یه جمله نوشته بود: کدوم صندلی ؟



نوشته شده در تاریخ چهارشنبه سوم شهریورماه سال 1389 توسط سپتیاما