تبلیغات
سپتیـامـا - گزارش یک روز
سپتیـامـا
آینده را سـاختن به ز با آینده ساختن
اکنون (پانزدهم فروردین ماه سال 90)، شاید وقت آن باشد تا گزارش یک روز را ارائه کنیم. گزارش روزی که برخی بنا به خرافه پرستی مدرن قرن بیست و یکم از منزل خارج می شوند تا نحوستی را از خود دور کنند، یا بنا به یک سنت که قابل پذیرش و در شان انسان فرهیخته امروزی نیست، به طبیعت می روند تا سبزه گره زنند و شاید پیرو نامی که کمتر برایش تبلیغ شد به عنوان روز طبیعت به دامان سرسبز طبیعت می روند تا با سبزی ها آشتی کنند. روز سیزدهم فروردین. در هر حال چیزی که انتظار می رود این است که در این روز درخت بکاریم، به طبیعت رسیدگی کنیم، از طبیعت بانان تقدیر کنیم،  از آلودگی های زیست محیطی به صورتی نمادین، بیش از پیش بکاهیم و مثلا در جمع آوری زباله از مسیرهای طبیعی و کوهستانی و ... مشارکت نماییم.
حال اگر گزارش این روز ارائه شود و عکس ها منتشر شود، چه خواهیم دید؟ مایه تاسف است که آمار آلودگی زیست محیطی، پراکندگی زباله های عمدتا غیر قابل بازیافت که تا صدها یا هزاران سال باقی می مانند، شکستگی و آسیب دیدن درختان و شاخه ها، آتش سوزی درختان و جنگل ها، لگدکوب شدن سبزه ها، آسیب دیدن گلهای میادین، آلوده شدن آب رودخانه ها و ... در این روز صدها و هزاران برابر می شود.
بوته های کوچکی وجود دارند که علی رغم کوچکی در اندازه، ده ها سال عمر کرده اند و در دامان کوه دوام آورده اند تا بدین حد رسیده اند، و در یک لحظه گرفتار آتش طمع انسان های نادانی می شوند که علاقه مند به طبخ چای در طبیعت هستند، آن هم از شاخه هایی زنده و سبز که برای روشن ساختن آتش هوسِ لحظه ای ما غیر مفید  و پردردسر هستند.
ای طبیعت زییا؛ هر سال که روزی به نام روز طبیعت فرا می رسد، نگرانت می شوم . می دانم که دوپایان باهوش لگدمالت خواهند کرد و از دست من کار زیادی ساخته نیست. اگرچه از پای نخواهم نشست و در قدم اول از فرهنگ سازی و ترویج رفتار درست و تقبیح رفتار غلط همقطارانم آغاز خواهم کرد. تا شاید روزی نزدیک فرا رسد که روز طبیعت، روز شادی طبیعت باشد و روز انتظار طبیعت. انتظار به حضور مجدد انسان هایی که دل به طبیعت سپرده اند.



نوشته شده در تاریخ دوشنبه پانزدهم فروردینماه سال 1390 توسط سپتیاما