تبلیغات
سپتیـامـا
سپتیـامـا
آینده را سـاختن به ز با آینده ساختن

مشتریان بانک پاسارگاد آموزش بانکداری الکترونیک دیدند

گروه بازار پول- مشتریان بانک پاسارگاد در شعبه هروی، با هزینه بانک پاسارگاد دوره آموزش بانکداری الکترونیکی را گذراندند.

به گزارش روابط عمومی بانک پاسارگاد، شعبه هروی، برای سومین بار متوالی کلاس‌های آموزش بانکداری الکترونیک را برای مشتریان خود برگزار کرده و در آن در خصوص انواع خدمات بانکداری الکترونیک ارائه شده در بانک پاسارگاد از قبیل اینترنت بانک، ای‌میل بانک، اس ام اس بانک، تلفنبانک، موبایل بانک، پرداخت قبوض و خدمات کارت‌های الکترونیکی به مشتریان خود آموزش داد. همچنین جوایزی نیز از سوی بانک‌پاسارگاد به شرکت‌کنندگان اهدا شد. بانک پاسارگاد به عنوان تنها بانکی که اقدام به برگزاری این کلاس‌ها به هزینه خود می‌کند، امیدوار است بتواند گام موثری در جهت نهادینه کردن فرهنگ بهره‌مندی از بانکداری الکترونیک بردارد.
مشتریان بانک پاسارگاد در تهران و شهرستان‌ها می‌توانند برای ثبت‌نام در این کلاس‌ها که به هزینه بانک پاسارگاد برگزار می‌شود، به نزدیک‌ترین شعبه مراجعه یا با مرکز اطلاع‌رسانی بانک پاسارگاد به شماره ۸۲۸۹۸۲۸۹ تماس و یا به سیستم بازخورد بانک پاسارگاد به نشانی www.bankpasargad.com مراجعه کنند.




دنبالک ها: مرجع خبر در روزنامه دنیای اقتصاد،
نوشته شده در تاریخ سه شنبه سیزدهم مردادماه سال 1388 توسط سپتیاما

یک عضو شورای پول و اعتبار:
تاسیس بانك مجازی در شورای پول و اعتبار مطرح نشده است

عضو شورای پول و اعتبار گفت: تاکنون در مورد تشکیل بانک مجازی در جلسات شورای پول و اعتبار بحثی صورت نگرفته است.

حسین رحمانی‌نیا در گفت‌وگو با خبرگزاری مهر در خصوص طرح ایجاد بانک مجازی و بررسی آن در جلسات رسمی شورای پول و اعتبار، گفت: تاکنون در این زمینه هیچ بحثی در شورا انجام نشده است. عضو شورای پول و اعتبار اظهار داشت: این مساله بیشتر توسط محمود‌بهمنی، رییس کل بانک مرکزی مطرح شده بود، ولی تاکنون به صورت مدون و برنامه ریزی شده در جلسات شورای پول و اعتبار صحبتی نشده است. وی در ادامه خاطر نشان کرد: شاید در آینده این طرح در جلسات شورای پول و اعتبار مورد توجه قرار گیرد. وی افزود: از آنجا که بحث ایجاد دانشگاه مجازی، دولت مجازی، دولت الکترونیک، شهر مجازی و شهر الکترونیک در بخش‌های مختلف مطرح و مورد بررسی قرار گرفته است، ایجاد بانک مجازی یا الکترونیکی نیز دور از انتظار نیست. دبیرکل اتاق تعاون مرکزی گفت: خدمات دهی به مردم از طریق فضای مجازی قطعا در آینده مورد توجه قرار خواهد گرفت، به نحوی که ایجاد بانک‌مجازی نیز دور از ذهن نیست.




دنبالک ها: مرجع خبر در روزنامه دنیای اقتصاد،
نوشته شده در تاریخ سه شنبه سیزدهم مردادماه سال 1388 توسط سپتیاما

پورمحمدی اعلام کرد: تشکیل بانک‌های مجازی با سرمایه‌70میلیارد تومان

معاون وزیر امور اقتصادی و دارایی اعلام کرد: متقاضیان تاسیس بانک می‌توانند بانک مجازی با سرمایه 70میلیارد تومان تاسیس کنند.

سیدحمید پورمحمدی در گفت‌وگو با مهر گفت: یکی از برنامه‌های جدی که در دستور کار شورای راهبری بانکداری الکترونیک قرار دارد، این است که بانکداری الکترونیک به عنوان امری فراگیر در تمامی عرصه‌های بانکداری گسترش یابد. معاون امور بانکی، بیمه و شرکت‌های دولتی وزیر امور اقتصادی و دارایی یکی از الزامات گسترش بانکداری الکترونیک را تشکیل بانک‌های الکترونیک و بانک‌های مجازی عنوان و تصریح کرد: این نوع بانک‌ها، هزینه‌های کمتری خواهند داشت و بدون شعبه یا حداقل شعب فعالیت خواهند کرد. وی با اشاره به اینکه نقل و انتقال پول با مبالغ بالا از طریق بانک‌های مجازی امکان‌پذیر خواهد بود، تصریح کرد: بانک‌های مجازی با هدف تسهیل امور، پیشبرد کارها و کاهش هزینه‌های بانکی و ارائه خدمات سهل‌تر توسط شورای پول و اعتبار تجویز شده‌اند.
به گفته پورمحمدی از این پس متقاضیان تاسیس بانک با دریافت مجوز از بانک مرکزی می‌توانند بانک مجازی با سرمایه 70میلیارد تومان که به تصویب شورای پول و اعتبار رسیده و کمتر از بانک‌های خصوصی که 200میلیارد تومان است، تاسیس کنند.
وی پیش‌بینی کرد که فعالیت این نوع بانک‌ها مورد اقبال عمومی قرار گیرد، کما اینکه ما باید هر روز نهادهای مالی جدیدتر و پیشرفته‌تری تاسیس کنیم.




دنبالک ها: مرجع خبر در روزنامه دنیای اقتصاد،
نوشته شده در تاریخ سه شنبه سیزدهم مردادماه سال 1388 توسط سپتیاما

مزیت‌های بانکداری الکترونیک در استقرار نظام اعتبارسنجی

یک کارشناس اقتصادی با اشاره به مزیت بانکداری الکترونیک درتحقق اعتبارسنجی بانک‌ها عنوان کرد، از آنجا که در بانکداری الکترونیک کلیه اطلاعات در دیتا بیس مرکزی حفظ می‌شود، پردازش و تحلیل این اطلاعات نتایج دقیق‌تر و سنجیده‌تری را در اختیار ارائه‌کنندگان تسهیلات قرار می‌دهد.

شاهین شایان آرانی، کارشناس ارشد اقتصادی، در گفت‌وگو با پایگاه خبری بانکداری الکترونیک گفت: «مزیت بانکداری الکترونیک این است که از آنجا که اطلاعات، کاملا الکترونیکی خواهد بود با ضریب خطای کمتری می‌تواند درجه اعتباری افراد یا شرکت‌ها را پیش‌بینی کند.»
آرانی با اشاره به بحث اعتبار سنجی بانک‌ها عنوان کرد: «اعتبارسنجی افراد حقیقی و حقوقی یکسری شاخصه‌ها و مولفه‌هایی دارد که با بحث‌های علمی ‌و هنری (قضاوت در خصوص افراد حقیقی یا حقوقی) توام خواهد بود.»
وی با اشاره به ریسک معوقه و ریسک سوخت افزود: «ریسک معوقه عقب افتادن پرداخت پول به بانک و ریسک سوخت عدم پرداخت پول است که به مجموع ریسک معوقه و سوخت، ریسک اعتباری گفته می‌شود.» شایان آرانی اظهار داشت: «ریسک اعتباری سعی دارد احتمال سوخت و معوق شدن را اندازه‌گیری کند چه در شخصیت حقیقی و چه حقوقی که مولفه‌های آن نیز با هم فرق دارد.» به گفته وی، اکثر نهادها و بانک‌ها در دنیا شاخصه‌ها و مولفه‌های محرمانه دارند وحتی نهادهای بین‌المللی وجود دارد که بانک‌ها و شرکت‌ها را اعتبارسنجی می‌کند.
این کارشناس اقتصادی با بیان اینکه در ایران هیچ وقت یک مکانیزم تعریف شده‌ای برای درجه اعتباری بانک‌ها نداشته‌ایم، عنوان کرد: «یک کمیته رتبه‌بندی تشکیل و قرار شد یک بانک اطلاعاتی متمرکز ایجاد گردد تا اطلاعات مربوط به مشتریان چه حقیقی وچه حقوقی در این بانک متمرکز شود که بانک مرکزی هم فعالیت‌هایی را در این زمینه آغاز کرد و قرار شد یک دیتابیس تشکیل گردد تا اطلاعات مشتریان حقیقی و حقوقی در آن ثبت شود.» آرانی با بیان اینکه ثبت رفتارهای گذشته مشتریان در دریافت تسهیلات بانکی به تنهایی ملاک نیست، گفت: «خیلی از مکانیزم‌های اعتبارسنجی در دنیا تاکید دارند که باید روی رفتارهای گذشته افراد جهت رتبه‌بندی، پردازش صورت گیرد، به طوری که با یکسری نرم‌افزارهای هوشمند پیش‌بینی شود که در آینده شخص چه رفتاری خواهد داشت.» وی با اشاره به سخت‌افزار و نرم‌افزار در اعتبارسنجی بانک‌ها خاطرنشان ساخت: «سخت‌افزار کمک می‌کند تا اطلاعات مشتریان به شکل متمرکز حفظ شود و نرم‌افزار به پردازش اطلاعات می‌پردازد، به طوری که پیش‌بینی می‌کند که اشخاص حقیقی و حقوقی در آینده در دریافت تسهیلات بانکی چه رفتاری را خواهند داشت.»




دنبالک ها: مرجع مطلب در روزنامه دنیای اقتصاد،
نوشته شده در تاریخ پنجشنبه هشتم مردادماه سال 1388 توسط سپتیاما
دوست دارم در بانکی کار کنم که‌...

احسان باقری
می‌گویند وقتی انسان از دوست داشتن‌هایش حرف می‌زند به تعبیری نظر به آرزوهایش دارد‌. کاش فرصتی بود تا آرزوهایمان را می‌شناختیم‌، بدان می‌پرداختیم و دنیایی بهتر برای زندگی می‌ساختیم‌. این مجال کوتاه فرصتی مغتنم است برای شناخت و تبیین این آرزوها و تلاشی برای تحقق آن‌.

• دوست دارم در بانکی کار کنم که بدانم کجا می‌رود‌. چرا می‌رود و چگونه می‌رود‌.
• دوست دارم در بانکی کار کنم که تنها جذب منابع هدف آن نباشد بلکه حل مشکلات مردم را هدف قرار داده باشد‌.
• دوست دارم در بانکی کار کنم که روی هیچ‌کدام از دستگاه‌های خودپردازش این نوشته نقش نبندد که «با عرض پوزش ارایه سرویس مقدور نمی‌باشد» و هیچگاه تراکنش نامعتبر روی رسیدهای آن به چشم نخورد‌.
• دوست دارم در بانکی کار کنم که در آن‌، منزلت انسان بالاترین موجودی باشد ‌.
• دوست دارم در بانکی کار کنم که مشتری تنها با دفترچه و کارت ملی‌اش شناخته نشود‌. معیار شناخت او لبخند و نگاهش باشد‌.
• دوست دارم در بانکی کار کنم که مهری به نام «برگشت شد» را در آن نتوان یافت‌. ترکیب «مطالبات معوق» را کسی نشنیده باشد و «دیرکرد» جای خود را به عملکرد داده باشد‌.
• دوست دارم در بانکی کار کنم که در شعبه‌هایش به جای آژیر، موسیقی و به جای میله و حفاظ‌، گلدان باشد‌.
• دوست دارم در بانکی کار کنم که سود را تنها با سپرده‌گذار و سهامدار و دولت تقسیم نکند، بلکه در سود فعالیتش برای همه سهمی باشد‌. سهمی که همه را از آن بهره‌ای باشد‌. از یتیمان و بیماران گرفته تا درماندگان و از کارافتادگان‌.
• دوست دارم در بانکی کار کنم که تبلیغ و وعده‌هایش معیار صداقت و درستی باشد؛ به آنچه می‌گوید عمل کند و به آنچه عمل می‌کند اعتقاد داشته باشد‌.
• دوست دارم در بانکی کار کنم که اعتماد محور همه مناسبات باشد‌.
• دوست دارم در بانکی کار کنم که کارکنانش همفکر و همدل و همراهند و مدیرانش نیروی انسانی را به واقع سرمایه می‌دانند نه هزینه‌.
• دوست دارم در بانکی کار کنم که تمام حقوق در آن به خوبی ادا شود؛ حق دانستن و آگاهی‌، حق خلق ارزش‌، حق پایبندی به تعهد و حق انتخاب و‌...
• دوست دارم در بانکی کار کنم که انگیزه و امید در صدا و نگاه همه دیده می‌شود‌.
• دوست دارم در بانکی کار کنم که راستی و درستی را در آن حدی نیست‌.
• دوست دارم در بانکی کار کنم که همه یکدیگر را دوست دارند‌، یکدیگر را می‌پذیرند و به هم احترام می‌گذارند‌.
• دوست دارم در بانکی کار کنم که در آن بازرس و حسابرس ما درونی باشد نه واحدی عریض و طویل در ستاد مرکزی‌.
• دوست دارم در بانکی کار کنم که امانت‌داری در آنچنان باشد که صندوق امانات اصلی سینه‌های ما برای حفظ رازها و عیب‌های دیگران باشد‌.
• دوست دارم در بانکی کار کنم که روابط عمومی‌اش همیشه در حال تنظیم خبرهای پیشرفت و خدمت‌رسانی و آبادانی باشد‌.
• دوست دارم در بانکی کار کنم که خوش حسابی و خوش رفتاری و خوش قولی‌اش ضرب المثل باشد.
• دوست دارم در بانکی کار کنم که دایره حقوقی اش دفتر اسنادی باشد که دارایی‌های بیشتر برای زندگی بهتر مشتریانش در آن ثبت شود‌.
• دوست دارم در بانکی کار کنم که وقتی با آن تماس می‌گیرند‌، همیشه صدایی گرم و آرام آماده حل قطعی مشکلات باشد‌.
• دوست دارم در بانکی کار کنم که در آن حساب سازی و حسابداری هیچگاه جایشان عوض نشود‌.
• دوست دارم در بانکی کار کنم که آموزش در آن تنها ریالی و ارزی و اعتباری نیست‌، بلکه آموزش «انسان بهتر بودن» را نیز کسانی در آن می‌آموزند‌.
• دوست دارم در بانکی کار کنم که رضایت را ترازنامه ای باشد و دو سوی آن یعنی رضایت مشتری و کارمند همیشه در تراز بماند‌.
• دوست دارم در بانکی کار کنم که عدالت در آن برقرار باشد‌. هرچیز در جای خود و به اندازه و بجا باشد‌.
• دوست دارم در بانکی کار کنم که نام ونشانش در ذهن همه برترین جایگاه‌ها را کسب کرده باشد‌.
• دوست دارم در بانکی کار کنم که رقابت سالم را با رقبایش در پیش گرفته باشد و تخریب دیگری را نردبان صعود
نمی‌پندارد‌.
• دوست دارم در بانکی کار کنم که فرصتی در آن باشد تا هرچه می‌توانیم بشویم‌، بشویم‌.
• دوست دارم در بانکی کار کنم که بتواند میان خانواده بزرگ بانکی‌ام و خانواده کوچکم توازنی پایدار و ارتباطی همیشگی برقرار کند‌.
• دوست دارم در بانکی کار کنم که مدیرانش، هم کار و هم کارکنان را خوب مدیریت می‌کنند‌.
• دوست دارم در بانکی کار کنم که در آن سهم هر کس در موفقیت‌، مشخص و ارزشمند باشد.
• دوست دارم در بانکی کار کنم که آنقدر به کارکنانش می‌پردازد که زندگی شرافتمندانه ای داشته باشد‌.
• دوست دارم در بانکی کار کنم که منابع را درست جذب و در جایی درست‌تر و اثربخش تر مصرف می‌کند‌.
• دوست دارم در بانکی کار کنم که بهترین جای دنیا برای زندگی باشد‌.




دنبالک ها: مرجع مطلب در روزنامه دنیای اقتصاد،
نوشته شده در تاریخ پنجشنبه هشتم مردادماه سال 1388 توسط سپتیاما

مبارک باد

میلاد اسوه های

دینداری و آزادگی، عشق و دلدادگی، صبر و بندگی

بر کلیه ره پویان راه حق مبارک باد




نوشته شده در تاریخ دوشنبه پنجم مردادماه سال 1388 توسط سپتیاما

در طی روزهای پایانی تیرماه 88 فرصتی فراهم شد تا سفر مجددی به مناطق زیبای جنگلی در شمال کشور داشته باشم. من چندی پیش تعدادی از تصاویر مربوط به این مناطق را در فیس بوک و در زمانی که دسترسی به این فضای مجازی مقدور بود منتشر نموده و در دسترس همگان قرار دادم.

آنچه در روزهای گذشته شاهدش بودم بسیار مایه تاسف بود. تعداد هرچند قلیلی از هم وطنان ما که عمدتا" نیز نه از ساکنان شمال کشور، که از مسافران به این خطه سرسبز می باشند، در نهایت بی توجهی و از سر جهل و ناآگاهی و یا به علت عدم برخورداری از شعور و تعهد لازم، به پراکنده سازی زباله در سطح جنگل و عدم جمع آوری و بازگرداندن آنها مبادرت ورزیده بودند.

هر فرد یا گروهی که به منطقه ای طبیعی سفر می کند باید بداند که زمان بازیافت طبیعی برخی از انواع زباله ها مخصوصا" از انواع لاستیکی، پلاستیکی یا شیشه ای ممکن است صدها سال به طول بیانجامد. زمان متوسط بازیافت طبیعی کیسه های نایلونی معمولی 500 سال است و این زمان ممکن است که برای یک بطری شیشه ای ساده به 1000 سال هم برسد. در نتیجه جمع آوری کلیه زباله ها و بازگرداندن آن به شهر وظیفه هر مسافر و بی توجهی به این مهم خیانتی آشکارا به طبیعت و محیط زیست است.

امیدوارم که خوانندگان محترم این سطور، این مهم را مد نظر قرار داده و در ترویج فرهنگ حفاظت از طبیعت در بین خانواده و دوستان و هم سفران خود، با جدیت بکوشند.




نوشته شده در تاریخ شنبه سوم مردادماه سال 1388 توسط سپتیاما

خبر آسفالت شدن جاده گوسفندسرا در کوه دماوند که برترین نماد طبیعی کشور در استواری، پایداری و پاکی است، مایه تاسف بود. این اقدام در حالی صورت گرفت که تنها چند روز به سالگرد ثبت ملی دماوند به‌عنوان نخستین اثر طبیعی در فهرست آثار ملی كشور مانده بود.

این اقدام نسنجیده باعث خواهد شد تا فرصت زمین خواران و سود جویان برای بهره برداری غیر منطقی و غیر اصولی و بعضا" غیر قانونی از دامنه های زیبای این کوه بیش از پیش ایجاد شده و زمینه ایجاد انواع آلودگی زیست محیطی در این کوه فراهم گردد.

دماوند علی رغم آنکه در زمره مرتفع ترین کوه های جهان نمی باشد ولی در زمره کوه های فنی و قله های زیبای جهان است. به علت وضعیت استقرار این کوه و شکل مخروطی اش، وزش بادهای شدیدی را در پیرامون خود دارد و در مواردی حتی صعود حرفه ای ترین کوهنوردان جهان (حتی آنانکه به عنوان اولین کوهنوردان جهان در صعود بدون اکسیژن به تمامی 14 قله بالای هشت هزار متر جهان لقب گرفته اند) را به قله خویش  با مشکلات جدی مواجه ساخته است.

نگرانی اینجانب از آن است که در صورت استمرار این روند، شعار خلیج فارس ایران آسفالت باید گردد، نیز تحقق یابد.




نوشته شده در تاریخ چهارشنبه بیست و چهارم تیرماه سال 1388 توسط سپتیاما

تصویر جلد کتاب

در این بخش به معرفی کتاب هنر رزم (THE ART OF WAR) اثر ماندگار SUN TZU (سون زی  یا  سون جو) می پردازم:

از قول جیمز کلاول آمده است: سون جو  این کتاب شگفت انگیز را بیش از دو هزار و پانصد سال پیش در چین نوشت. شروع کتاب چنین است:

هنر رزم برای کشور اهمیت حیاتی دارد. مسئله مرگ و زندگی است. راهی است بر وادی ایمن یا نابودی. پس در هیچ شرایطی نباید آن را نادیده گرفت.

عقاید سون جو در این کتاب می تواند راه گشایی برای نیل به پیروزی در انواع درگیری های روزمره کاری، تجاری، مباحثات هیأت مدیره ای و نبرد روزمره ای باشد که همه ما از سر می گذرانیم. این ها جمله اشکالی از جنگ است و با قواعد مشابهی رخ می دهند: قواعد سون جو. همیشه به خاطر داشته باشید که از زمان های بسیار دور تأکید شده است که :

مقصود راستینِ جنگ، صلح است.

این کتاب ارزشمند توسط نادر سعیدی ترجمه گشته و با ویراستاری آرش حجازی توسط انتشارات کاروان به چاپ رسیده است. در پشت جلد این کتاب چنین درج شده است:

شیوه رزم در هر فرهنگی، نمایانگر نوع نگرش آن مردم به دشواری ها است. از نگاه سون جو، استراتژیست جنگی بزرگ چین باستان، رزم مقوله ای فراتر از درگیری با سلاح هاست، تمام فلسفه سون جو در کتاب هنر رزم، بحث در این است که چگونه می توان قبل آنکه نخستین تیغ را از نیام کشید در جنگ پیروز شد.

هنر رزم اثری اصیل در باب فلسفه ی رهبری موفق است که به طرز عجیبی همان قدر که در میدان های جنگ موثر بوده، با دنیای تجارت امروز تطابق دارد و مفید است. مقصود اولیه نگارش این کتاب که در اصل متنی برای دستیابی به پیروزی در عرصه های نبرد بوده، از یادها رفته و هم اکنون کتابی است برای رویارویی با مشکلات تجاری که در نوع خود عرصه نبرد محسوب می شوند.

این کتاب، کتابی است :

- اجباری برای مطالعه ی بسیاری از رؤسای کمپانی های ژاپنی

- لازم و حتمی در آموزشگاه های معتبر و پیشرو تجارت در امریکا و اروپا

- مورد نیاز برای بخشی از امتحانات ورودی نظامیان در اکثر کشورهای آسیایی

- که بسیاری از افسران ویت کنگ در طی جنگ ویتنام، بخش های زیادی از آن را از حفظ می خواندند

- پیشنهاد دپارتمان ارتش امریکا به کالج های آموزش نظامی

- فهرست شده در برنامه مطالعات حرفه ای نیروی دریایی امریکا

دکتر وفا غفاریان درباره این کتاب می گوید: مفهوم استراتژی به سده ها پیش باز می گردد. قدیمی ترین اثری که در این مورد وجود دارد کتاب هنر جنگ ژنرال چینی سون زی است که 340 سال پیش از میلاد مسیح (ع) نگاشته شده است.

مطالعه این کتاب را به کلیه مدیران، کارشناسان و دانشجویان علاقه مند به حوزه مباحث راهبردی توصیه می نمایم.




دنبالک ها: انتشارات کاروان،
نوشته شده در تاریخ سه شنبه بیست و سوم تیرماه سال 1388 توسط سپتیاما

موش ازشكاف دیوار سرك كشید تا ببیند این همه سروصدا برای چیست . مرد مزرعه دار تازه از شهر رسیده بود وبسته ای با خود آورده بود و زنش با خوشحالی مشغول باز كردن بسته بود. موش لب هایش را لیسید و با خود گفت :« كاش یك غذای حسابی باشد .» اما همین كه بسته را باز كردند ، از ترس تمام بدنش به لرزه افتاد ؛ چون صاحب مزرعه یك تله موش خریده بود.

موش با سرعت به مزرعه برگشت تا این خبر جدید را به همه ی حیوانات بدهد . او به هركسی كه می رسید می گفت :« توی مزرعه یك تله موش آورده اند صاحب مزرعه یك تله موش خریده است . . . » مرغ با  شنیدن این خبر بال هایش را تكان داد و گفت : « آقای موش ، برایت متأسفم . از این به بعد خیلی باید مواظب خودت باشی ، به هر حال من كاری به تله موش ندارم ، تله موش هم ربطی به من ندارد.» میش وقتی خبر تله موش را شنید ، صدای بلند سرداد و گفت : «آقای موش  من فقط می توانم دعایت كنم كه توی تله نیفتی ، چون خودت خوب می دانی كه تله موش به من ربطی ندارد. مطمئن باش كه دعای من پشت و پناه تو خواهد  بود.» موش كه از حیوانات مزرعه انتظار همدردی داشت ، به سراغ گاو رفت. اما گاو هم با شنیدن خبر ، سری تكان داد  و گفت : « من كه تا حالا ندیده ام یك گاوی توی تله موش بیفتد.!» او این را گفت و زیر لب خنده ای كرد ودوباره مشغول چریدن شد. سرانجام ، موش ناامید از همه جا به سوراخ خودش برگشت و در این فكر بود كه اگر روزی در تله موش بیفتد ، چه  می شود؟ در نیمه های همان شب ، صدای شدید به هم خوردن چیزی در خانه پیچید. زن مزرعه دار بلافاصله بلند شد و به سوی انباری رفت تا موش را كه در تله افتاده بود ، ببیند. او در تاریكی متوجه نشد كه آنچه در تله موش تقلا می كرده ، موش نبود ، بلكه یك مار خطرناكی بود كه دمش در تله گیر كرده بود . همین كه زن به تله موش نزدیك شد ، مار پایش را نیش زد و صدای جیغ و فریادش به هوا بلند شد.

صاحب مزرعه با شنیدن صدای جیغ از خواب پرید و به طرف صدا رفت ، وقتی زنش را در این حال دید او را فوراً به بیمارستان رساند. بعد از چند روز ، حال وی بهتر شد. اما روزی كه به خانه برگشت ، هنوز تب داشت . زن همسایه كه به عیادت بیمار آمده بود ، گفت :« برای تقویت بیمار و قطع شدن تب او هیچ غذایی مثل سوپ مرغ نیست .» مرد مزرعه دار كه زنش را خیلی دوست داشت فوراً به سراغ مرغ رفت و ساعتی بعد بوی خوش سوپ مرغ در خانه پیچید. اما هرچه صبر كردند ، تب بیمار قطع نشد. بستگان او شب و روز به خانه آن ها رفت و آمد می كردند تا جویای سلامتی او شوند. برای همین مرد مزرعه دار مجبور شد ، میش را هم قربانی كند تا باگوشت آن برای میهمانان عزیزش غذا بپزد.


روزها می گذشت و حال زن مزرعه دار هر روز بدتر می شد . تا این كه یك روز صبح ، در حالی كه از درد به خود می پیچید ، از دنیا رفت و خبر مردن او خیلی زود در روستا پیچید. افراد زیادی در مراسم خاك سپاری او شركت كردند. بنابراین ، مرد مزرعه دار مجبور شد ، از گاوش هم بگذرد وغذای مفصلی برای میهمانان دور و نزدیك تدارك ببیند. حالا ، موش به تنهایی در مزرعه می گردید و به حیوانان زبان بسته ای فكر می كرد كه كاری به كار تله موش نداشتند!

 

   نتیجه ی اخلاقی : اگر شنیدی مشكلی برای كسی پیش آمده است و ربطی هم به تو ندارد ، كمی بیشتر فكر كن. شاید خیلی هم بی ربط نباشد 


نوشته شده در تاریخ شنبه بیستم تیرماه سال 1388 توسط سپتیاما

گاهی در زندگی به آموزه هایی برمی خورم که یا غلط هستند و یا اینکه کاربرد زمانی یا مکانی خاصی داشته اند یا دارند و ممکن است که بصورت نابجا مورد استفاده قرار گیرند. یک بار قصد کردم تا این قبیل آموزه ها را لیست کرده و نقد نمایم که البته فراموش کردم. خوبی وبلاگم این است که چون دفتر خاطراتی این تصمیم را برایم محفوظ نگاه خواهد داشت، باشد که بعدها فرصتی فراهم گردد تا به انجام این کار مبادرت ورزم.

اما حال که وارد این مبحث شدم، اشاراتی هم به موضوع و مقصود خویش خواهم داشت:

می گویند که : حرف مرد یکی است. کاربرد این حرف معمولا نه استنادی بر وفای به عهد یا تعهد بر سخن رانده شده که اصراری بر لجاجت و تصمیم 5487 غیر قابل بازگشت است هرچند که غیر منطقی باشد.

می گویم که: حرف مرد دوتاست. اگر فهمید که اشتباه کرده است، اصراری بر حرف غلط خویش نخواهد داشت.

می گویند که: تفاهم شرط خوشبختی زوجین است.

می گویم که: تفاهم شرط لازم است ولی کافی نیست. اگر طرفین تفاهم داشتند، پس آنگاه یکدیگر را به خوبی درک خواهند کرد. چه بسیار زوج های جوانی که یکدیگر را به خوبی می شناسند و به طلاق اصرار می ورزند. تفاهم به تنهایی کافی نیست و این ایثار و از خودگذشتی است که زنجیره ارزش خوشبختی مرد و زن را تکمیل می نماید. البته مشروط بر آنکه همواره یک طرفه نباشد و در مجموع از معدل متوازنی از سوی طرفین برخوردار باشد.




نوشته شده در تاریخ جمعه نوزدهم تیرماه سال 1388 توسط سپتیاما

اگر تا به حال درباره کسی قضاوت کرده اید، اگر درباره یک دوست، یک همکار، یک همسایه، یک آشنا، ... یا حتی درباره یک نامزد ریاست جمهوری به ابراز نظر پرداخته اید، اگر تصور می کنید که باز هم به قضاوت درباره دیگران خواهید پرداخت؛ پس توصیه می نمایم که فیلم زیبای درباره الی را ببینید.

تقارن اکران این فیلم با زمان رخدادهای پیش بینی نشده ی اخیر که جو جامعه را ملتهب ساخت، و جلوگیری از اکران فیلم در زمان درخواستی که ظاهرا فروردین سال جاری بوده است، مایه تاسف گشت، چراکه بر میزان استقبال از فیلم تاثیر گذار بود. ظاهرا حتی برای زمان اکران فیلم ها نیز انحصار و رانتی وجود دارد. اما گذشته از آن، حضور شما در یک سینمای خوب برای مشاهده این فیلم، علاوه بر فراهم ساختن فرصت مشاهده یک فیلم زیبا و تاثیرگذار، امکان حمایتی هرچند کوچک و البته قدردانی از زحمات دست اندرکاران فیلم را نیز فراهم خواهد ساخت.

حتما" تا فرصت باقی است این فیلم را فقط در سینما، تاکید می نمایم که فقط در سینما و بر روی پرده ای بزرگ مشاهده نمایید. مطمئن باشید که تا ساعت ها با فیلم زندگی خواهید کرد.




نوشته شده در تاریخ دوشنبه پانزدهم تیرماه سال 1388 توسط سپتیاما
گفتی زناز :"بیش مرنجان مرا، برو"   آن گفتنت که " بیش مرنجانم " آرزوست !


نوشته شده در تاریخ دوشنبه پانزدهم تیرماه سال 1388 توسط سپتیاما
زندگی یعنی چکیدن همچو شمع از گرمی عشق
زندگی یعنی لطافت گم شدن در نرمی عشق
زندگی یعنی دویدن بی امان در وادی عشق
رفتن و آخر رسیدن بر در آبادی عشق
می توان هرلحظه هرجا عاشق و دلداده بودن
پرغرور چون آبشاران بودن اما ساده بودن
می شود اندوه شب را از نگاه صبح فهمید
یا به وقت ریزش اشک شادی بگذشته را دید
می توان در گریه ی  ابر با خیال غنچه خوش بود
زایش آینده را در هر خزانی دید و آسود



نوشته شده در تاریخ دوشنبه پانزدهم تیرماه سال 1388 توسط سپتیاما
ای  نام  تو  بهترین  سرآغاز          بی نام تو نامه کی کنم باز
ای کارگشای هرچه هستند         نام تو  کلید  هرچه  بستند



نوشته شده در تاریخ دوشنبه پانزدهم تیرماه سال 1388 توسط سپتیاما

تا  صورت  و  پیوند  جهان  بود  علی  بود        تا نقش زمین بود و زمان بود علی بود
شاهی که ولی بود و وصی بود علی بود         سلطان  سخا و کرم  و  جود علی بود   

ولادت مولی الموحدین علی علیه السلام را بر شما رهگذران وب تبریک عرض می نمایم




نوشته شده در تاریخ دوشنبه پانزدهم تیرماه سال 1388 توسط سپتیاما

 

چو  دید  آن  یوسف مصری  جمال  پاک  آن  مهدی

دوصد احسنت به خالق گفت و مشغول تماشا شد




نوشته شده در تاریخ دوشنبه پانزدهم تیرماه سال 1388 توسط سپتیاما

شبی مجنون به لیلی گفت :

                          ای محبوب بی همتا؛

                                ترا عاشق شود پیدا، ولی مجنون نخواهد شد !




نوشته شده در تاریخ دوشنبه پانزدهم تیرماه سال 1388 توسط سپتیاما
آینده را باید ساخت ، وگرنه باید با آینده ساخت. 


نوشته شده در تاریخ سه شنبه نهم تیرماه سال 1388 توسط سپتیاما
(تعداد کل صفحات:8)      ...   5   6   7   8